در مسیر زندگی موفق: فلسفه زندگی

 

پیش نویس: در سری نوشته‌های « در مسیر زندگی موفق » سعی دارم در مورد خود زندگی و چرا تلاش می‌کنیم موفق بشیم صحبت کنم. این سری نوشته‌ها برداشت‌های شخصی از زندگی و موفقیت است، برداشت‌های در مورد مسیر موفقیت، بایدها و نبایدها و لذت از مسیر.

پیش گفتار

این روزا حرف از موفقیت خیلی بیشتر شده ولی همه تب رسیدن به انتهای مسیر یعنی رسیدن به هدفشان را دارند. ولی فقط رسیدن مهمه؟ پس مسیر چی؟ پیش نیازی لازم نیست؟ اصلاً آمادگی قرار گرفتن در این مسیر را دارید؟ اصلاً چرا باید دنبال موفقیت رفت؟

دنبال پیشرفت و صعود به درجات بالاتر رفتن از نشانه‌های آدمی است. ولی گاهی چنان غرق می‌شویم که لذت مسیر صعود را فراموش می‌کنیم.

تمام سعیم بر این است که در مورد زندگی، موفقیت و دلیل اینکه چرا باید به این‌ها توجه کنیم را بیان کنم.

 

فلسفه زندگی

چرا زندگی می‌کنیم؟ هدف ما از زندگی کردن چیست؟ چنان غرق در روزمرگی‌های زندگی شدیم که اصلاً نمیدونیم یا شاید اصلاً توجه نمی‌کنیم زندگی چیست و چرا زندگی می‌کنیم. بعضی زندگی را همین می‌داند، صبح تا شب کار و بعد بیای خونه و استراحت کنی و سالی یکی دو بار بری سفر؛ آیا زندگی فقط در همین‌ها خلاصه می شود؟

برای خیلی از ماها زندگی یعنی همین. مگه هدف ما از زندگی همین‌هاست؟ کنکور بدیم تا بریم دانشگاه بعد کار و ازدواج و بچه، تا بقیه چیزی نگن و نسل‌مان ادامه پیدا کند. و در آخر بمیریم و برای هیچکس مردن ما، بود یا نبود ما هیچ اهمیتی نداشته باشد. کل خواسته ما از زندگی همین است؟ زندگی را اینقدر بی ارزش و پوچ می‌دانیم؟

اگر کل زندگی را همین می‌دانیم پس چرا از صبح خورشید بیرون نیومده تا آخر شب که دیگه داره صبح میشه میریم سر کار و جون می‌کنیم تا دو هزار پول به دست بیاوریم؟

از یک طرف میگیم نباید سخت گرفت از طرف دیگر به این شدت کار و تلاش؟ حتی با خودمان هم صادق نیستیم. وقتی بحث جالب میشه که این همه تلاش فقط برای بقیه‌اس. یعنی دنبال آرزوها و خواسته‌های‌مان نمی‌رویم و برای‌شان خودزنی نمی‌کنیم ولی برای خواسته‌های بقیه جون می‌دهیم تا آخر ما چندر‌غاز کف دست‌مان بزارن.

ما زندگی می کنیم تا لذت ببریم، فعالیت یا کاری انجام دهیم، غرق خوشی بشویم و رسیدن به آرزوها و اهداف را تجربه کنیم. موفقیت یعنی همین رسیدن به آرزوها و لذت بردن از تک تک لحظات زندگی. موفقیت همین لبخند بر لب داشتن هنگام انجام کاری برای به واقعیت تبدیل کردن آرزوهاست.

زندگی بیشتر از یک بازه نفس کشیدن، کار کردن و بعدم مردن است بدون داشتن هیچ آرزو و خواسته‌ای، بدون هیچ عملی کردن فکرای داخل ذهنت.

زندگی کن؛ رویاهات توانایی واقعی شدن دارن فقط باید بخوای.

 

به نظر شما فلسفه زندگی چیست؟ آیا اصلاً نیازی به اطلاع داشتن در مورد فلسفه زندگی داریم؟ اصلاً از زندگی خودتان چه انتظارهای دارید؟

دیدگاه ها

  1. زهراسادات

    ب نظر من زندگی ینی خود ما….ماییم ک داریم زندگیو میسازیم…تعریف نداره چون تعریف برای کاریه ک همیشه یه جوره ولی زندگی هرکسی جوریه ک خود فرد میخواد…دانش هر کس از زندگیش خلاصه میشه توی نوع دیدگاه و فهم و افرادی ک دوروبرش هستن…

    1. نویسنده
      پست
      امین ایران پناه

      درسته منم با شما موافقم زندگی هر فرد به صورت منحصر به فرد اون شخصه ولی اشتراکات یا چهارچوبی نمیشه براش در نظر گرفت؟ مثل اینکه همه دنبال شاد بودن و خوشبخت بودنن یا اینکه در چهارچوب انسانیت باشه زندگی؟ به نظرم درسته زندگی هر کس منحصر به فرد خود اون شخصه ولی در هر صورت اشتراکاتی میشه پیدا کرد یا یک چهارچوب کلی، نظر شما چیه؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *